( قزلباش شریف آبا••• ) قزلباش شریف آباد. [ ق ِ زِ ش ِ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل واقع در 30000 گزی شمال خاوری سه کوهه و 2000 گزی خاور راه فرعی بندزهک به زابل. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرم و معتدل است. سکنه آن 62 تن. آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جمله سازی با قزلباش شریف ابا
💡 قبل از شروع کارزار علیه صفویان، سلطان سلیم دستور اعدام بیش از ۴۰۰۰۰ قزلباش آناتولی را به عنوان مجازات شورش و رفتار سرکش آنها صادر کرد.
💡 از نگاهی، این جنگ، یک پیروزی مقطعی برای عثمانیها بود ولی برای صفویان و بهویژه شاه اسماعیل، تبدیل به یک فاجعه شد. پس از جنگ چالدران، شاه اسماعیل افسردگی گرفت و دیگر رهبری لشکریانش را در جنگ بر عهده نگرفت. پیوند میان شاه بهعنوان روح هدایتگر نیمهخدایی و قزلباش، بهطور جبرانناپذیری شکسته شد. در حدود یک سال پس از شکست، عناصر قبایل قزلباش، اقتدار اسماعیل برای مدیریت امور کشور، به تدریج ضعیف گشت.
💡 در ارتش حکومت صفویه تفنگچیها اولین فوج پیادهنظام بودند که در جنگها شرکت میکردند. تفنگچیها هم از پیادهنظام و هم از سواره نظام تشکیل شدند. تفنگچیها اکثراً از بین روستاییان انتخاب میشدند اما نجیبزادگان یعنی قزلباشها وارد آنها نمیشدند.فرمانده تفنگچیها را ابتدا مینباشی (فرمانده هزار تن) بر عهده داشت اما طبق منابع دیگه یوزباشی (فرمانده صد تن) فرمانده تفنگچیها بود.
💡 بیشتر جمعیت این منطقه را ازبکها و ترکمنها تشکیل میدهند، اما تعداد زیادی از قزلباشهای افغانستان، هزارهها، تاجیکها و پشتونها نیز در آنجا زندگی میکنند.
💡 صفویان با توجه به این که شیعه و ایرانی بودند، توجه خاصی به فردوسی کردند که تا امروز ادامه یافتهاست. شاه اسماعیل یکم علاقهٔ ویژهای به شاهنامه داشت و خواندن اشعار شاهنامه در میان قزلباشان و قبایل مختلف ایران مرسوم بود و شاه اسماعیل نام فرزندان خود را نیز از نامهای شاهنامه انتخاب کرد (تهماسب، بهرام، القاس و …). ولی پس از مرگ او رسم شاهنامهخوانی در ایران جدی گرفته نشد و کمرنگتر شد.