لغت نامه دهخدا
قرقر کردن. [ ق ُ ق ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به غرغر کردن شود.
قرقر کردن. [ ق ُ ق ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به غرغر کردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان قرقری قرار دارد و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفتهاست، جمعیت آن ۳۱۸نفر (۶۸خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان قرقری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۴ نفر (۴۵خانوار) بودهاست.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان قرقری برابر با ۷٬۴۶۷ نفر بودهاست.
💡 سراوانی، روستایی است از توابع بخش قرقری شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 حسن شیخ، روستایی از توابع بخش قرقری شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 این روستا در دهستان قرقری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۰ نفر (۱۵خانوار) بودهاست.