فیل قفاج

لغت نامه دهخدا

فیل قفاج. [ ] ( معرب، اِ ) سورنجان، و نیز برگ سورنجان. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

سورنجان و نیز برک سورنجان

جمله سازی با فیل قفاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهند شیرشکاران به دست باد، عنان زنند فیل‌سواران به طبل، چوب دوال

💡 جهان دیده گودرز چون فیل مست سر از تن همی کرد با خاک پست

💡 صعوهٔ او باز صید و پشهٔ او فیل‌ کش روبه او شیرگیر و کبک او شاهین‌شکار

💡 چند بیتی لاجرم جویا مرا در وصف فیل گشت جاری بر زبان کلک مدحت آفرین

💡 ز موجش نقش فیل مست معلوم نهنگ آن فیل را گردیده خرطوم

💡 ز طوفان مستی در آن عرصه فیل کف آورده بر لب چو دریای نیل

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز