لغت نامه دهخدا
( فضول آقا ) فضول آقا. [ ف ُ ] ( اِ مرکب ) در تداول عوام، آنکه در اموری که از حق و حد او بیرون است دخالت کند. ( یادداشت بخط مؤلف ). فضول. رجوع به فضول شود.
( فضول آقا ) فضول آقا. [ ف ُ ] ( اِ مرکب ) در تداول عوام، آنکه در اموری که از حق و حد او بیرون است دخالت کند. ( یادداشت بخط مؤلف ). فضول. رجوع به فضول شود.
( فضول آقا ) در تداول عوام آن که در اموری که از حق و حد او بیرون است دخالت کند.
💡 ((و الله مستا ديكم شكره، و مورثكم امره و ممهلكم فى مضمار ممدود لتتنازعوا سبقهفشدوا عقد المازر و اطووا فضول الخواصر)) (66)
💡 در صومعه تو دانی میکوش تا توانی در میکده رها کن از سر فضول و طامات
💡 که عقل برتر یا علم، فضل ازین دو کراست؟ بدین دو رو بشنودم فضول صد خروار
💡 2 - ((يبوست، سبب ميشود سموم موجود در فضولات مجددا جذب شود و آدم مسموم هميشهغمگين است و انگور دافع يبوست و در نتيجه غم زداست.
💡 منزل جانان فضولی کس نمی داند کجاست هر که می بینم ز سر کردست پا در جست و جوست
💡 من که فضول این دهم وز فن خویش فربهم ز آتش آفتاب او آب شدهست اکثرم