فسرده پستان

لغت نامه دهخدا

فسرده پستان. [ ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ پ ِ ] ( ص مرکب )زن عقیم. ( انجمن آرا ). زنی که هرگز نزاییده و عقیمه باشد. ( برهان ). || زن پیر را نیز گویند. ( برهان ) ( انجمن آرا ). رجوع به فسرده و افسرده شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) زن پیر که از موقع بارداری و رضاعت وی گذشته باشد عقیم سترون.

جمله سازی با فسرده پستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان فسرده ز وضعِ جهان شدم صائب که نیست لذّت از اشعارِ عاشقانه مرا

💡 یک پشت گرمی از کرمت بس بود مرا گرچه مرا فسرده دلان پوستین کنند

💡 آب سخاشان چو یخ فسرده و هردم جام طربشان بلهو جرعه فشان بود

💡 در گوشه‌ای نشسته بسی خون بخورده‌ام بر جایگه فسرده بسی ره بریده‌ام

💡 چنان رسیدن دی سرد ساخت دنیی را که کرد در دل مجنون فسرده لیلی را

💡 کسی کز عشق خالی شد، فسرده است گرش صد جان بود بی عشق مرده است

جنگنده یعنی چه؟
جنگنده یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز