لغت نامه دهخدا
غفلت ورز. [ غ َ / غ ِ ل َ وَ ] ( نف مرکب ) بی خبر. غافل. بی پروا. بی احتیاط و بی اطلاع. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غفلت شود.
غفلت ورز. [ غ َ / غ ِ ل َ وَ ] ( نف مرکب ) بی خبر. غافل. بی پروا. بی احتیاط و بی اطلاع. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غفلت شود.
( صفت ) غافل بی خبر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می توان گلهای رنگین چید از بزم جهان ذره تا خورشید سرمست شراب غفلت است
💡 روزگار زندگانی را به غفلت مگذران در بهاران مست و در فصل خزان دیوانه شو
💡 نگردید از سفیدیهای مو آیینهام روشن زهی غفلت که در صبح قیامت میبرد خوابم
💡 گـذشـته از رهبر و پيشواى خود بود، با اين حال چقدر غفلت و بيخبرى و ناسپاسى و ظلماست كه گروهى اصرار داشته باشند، اين مؤ من موحد مخلص را از دنيا ببرند؟!.
💡 اين آيه - به طورى كه بعضى ها گفته اند - ردع و انكارعمل زشت كم فروشى و غفلت از روز بعث و حساب است.
💡 از قدرتهاى اقتصادى، فرهنگى، سياسى، كه آنها نيز در مفهوم قوة مندرج هستند و نقشبسيار مؤ ثرى در پيروزى بر دشمن دارد نيز نبايد غفلت كرد.