غذای دهقان

لغت نامه دهخدا

غذای دهقان. [ غ ِ / غ َ ی ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خورش دهقانی. یکی از انواع غذاهائی بود که برای خسرو پرویز تهیه می شد و آن عبارت بود ازگوشت گوسفند نمکسوز و نارسوز ( گوشتی که در رب انار بخوابانند ) و تخم پخته. ( از کتاب ایران در زمان ساسانیان چ 1317 هَ. ش. ص 338 و چ 1332 هَ. ش. ص 499 ).

فرهنگ فارسی

خورش دهقانی یکی از انواع غذاهائی بود که برای خسرو پرویز تهیه میشد و آن عبارت بود از گوشت گوسفند نمکسوز و نارسوز و تخم پخته

جمله سازی با غذای دهقان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مصاحبهٔ منیره پنج تنی با هوشمند دهقان در بارهٔ کتاب در کافه اگزیستانسیالیستی

💡 منعمی بر پیر دهقانی گذشت اندر دهی نان جو می‌خورد و پیشش پاره‌ای بز موی و دوک

💡 با جهان سفله افتاده‌ست کار و بار من همچو دهقان نان مرا از خاک می‌باید گرفت

💡 باده بذر است و تو دهقان و قدح نوشان خاک تخم جز بر به دل خاک مکار ای ساقی

💡 رشته روندهای اقتصادی و سیاسی ناشی از پیوندهای فزاینده اقتصادی با غرب تا پایان قرن نوزدهم، به فقر بیشتر دهقانان انجامید.

💡 جوامع فئودالی همواره فرهنگ سلحشوری نداشته‌اند. اگرچه هنرنمایی با جنگ‌افزار، نبرد و جنگ در این فرهنگ با ارزش هستند اما احتیاجی نیست لزوماً به آنها تأکید شود. اما باید به این نکته نیز اشاره کرد که در بعضی از جوامع فئودالی، سربازی برای طبقه دهقانان اجباری بوده‌است.

گجه یعنی چه؟
گجه یعنی چه؟
لیفی یعنی چه؟
لیفی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز