علی برتوانی
لغت نامه دهخدا
علی برتوانی. [ ع َ ی ِ ؟ ] ( اِخ ) ابن محمدبن احمدبن عبداﷲبن نصیرالدین بن ملکان برتوانی حنفی. فقیه بود و در سال 874 هَ. ق. درگذشت. او راست؛ التذهیب لذهب اللبیب، که مشهور به خیرةالفتاوی است. ( از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین بغدادی ج 1 ص 735 ).
جمله سازی با علی برتوانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عیش خوش آنگه توانی گذاشت که بر خود خرد برتوانی گماشت
💡 آن دگر نیمه توانی داد خوش برتوانی خاست زان آزاد خوش
💡 به بلبلان چمن ای گل آنچنانسر کن که در بهار سر از خاک برتوانی کرد