لغت نامه دهخدا
عفریت دیدار. [ ع ِ ] ( ص مرکب ) زشت و هولناک و بدمنظر. ( ناظم الاطباء ).
عفریت دیدار. [ ع ِ ] ( ص مرکب ) زشت و هولناک و بدمنظر. ( ناظم الاطباء ).
زشت و هولناک و بد منظر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه عفریت اوستاد سحر بود لیک آن از نفخ آصف رو نمود
💡 بتی ندید کسی هم وثاقِ عفریتی که حیف باشد دیو و فرشته در وطنی
💡 وز دل دود برون امد چندین عفریت همچو دودی که پدیدار شود از کبریت
💡 عفریت دوستدار تو و دستیار توست جبریل دستیار من و دوستدار من
💡 ازان رو گردنش عفریت خونخوار نکوهش کرد بر بخشنده بسیار
💡 شبی چنینکه اگر بچهیی بزاید حور سیهتر از دل عفریت بینیش پیکر