لغت نامه دهخدا
عالم دورنگ. [ ل َ م ِ دُ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از عالم دنیا است به اعتبار شب و روز. ( برهان ) ( آنندراج ). || کنایه از مردم منافق و دوروو غدار است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
عالم دورنگ. [ ل َ م ِ دُ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از عالم دنیا است به اعتبار شب و روز. ( برهان ) ( آنندراج ). || کنایه از مردم منافق و دوروو غدار است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
کنایه از عالم دنیا است باعتبار شب و روز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بس کز شب و روز دیدم درنگ چو روز و چو شب گشت مویم دورنگ
💡 خیرها را جلوهٔ شر میدهد چرخ دورنگ پشت کاغذ در نظر چپ مینماید نقش راست
💡 کاین چرخ چرا چنین دورنگ است سبحانالله این چه رنگ است
💡 روی دو موی داری و موی دو روی و خود سرگشته از دورنگی ایشان بماندهای
💡 چون طره و چهر خویش رو رسم دورنگی نه یا شو بتمامی کفر یا یکسره ایمان باش
💡 روز و شب را سبب دورنگی بود که همه خلق ازو شمار گرفت