لغت نامه دهخدا
طاس لغزنده. [ س ِ ل َ زَ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) طاس که لغزد. جام لغزان. || لانه موری مورچه خوار:
چو در طاس لغزنده افتاد مور
رهاننده را چاره باید نه زور.سعدی.و رجوع به لغزنده شود.
طاس لغزنده. [ س ِ ل َ زَ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) طاس که لغزد. جام لغزان. || لانه موری مورچه خوار:
چو در طاس لغزنده افتاد مور
رهاننده را چاره باید نه زور.سعدی.و رجوع به لغزنده شود.
طاس که لغزد جام لغزان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توپ هندبال کروی است و باید از چرم یا مواد مصنوعی ساخته شود. داشتن سطح براق و لغزنده مجاز نیست. از آنجایی که قرار است توپ با یک دست گرفته شود، اندازههای رسمی آن بسته به سن و جنسیت تیمهای شرکت کننده متفاوت است.
💡 صفحات لغزنده از دو صفحهٔ ثابت و چرخان تشکیل شدهاست. صفحهٔ چرخان بهوسیلهٔ شَفت میچرخد و بر اثر این چرخش، ملخها، بهسبب اتصالشان به این صفحه، میچرخند.
💡 بخدا قسم كه وجدان ونفسهايشان آنها را دروغگو شمارندباطل وبيهودها را هدف و آرمان خود قرار مى دهند وقتى كه به پلّه يا مكان بلند وسختىپا نهاده وبه منزل لغزنده اى كه آنان را به پرتگاه و سقوط اندازد پانهاده اند براىاينكه مى خواهند مطابق راءى و ميل خودشان امامى انتخاب كنند.