سکه ٔ مردی

لغت نامه دهخدا

سکه مردی. [ س ِک ْ ک َ/ ک ِ ی ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ریش چه در حالت قسم خوردن دست بر ریش گذارند و گویند سکه مردان است. ( آنندراج ). کنایه از لحیه. ( غیاث ). || کنایه از آلت رجولیت. ( غیاث ). || غیرت و حمیت و آبرو. ( آنندراج ) ( غیاث ):
سکه مردی نداری معرفت کم خرج کن
فتنه ها دارد بنام پادشاهان زر زدن.صائب ( از آنندراج ).پیچ و تاب غیرت ار باشد ز دشمن باک نیست
سکه مردی در اینجا کار جوشن میکند.سعید اشرف ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از ریش چه در حالت قسم خوردن دست یا غیرت و حمیت و آبرو.

جمله سازی با سکه ٔ مردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این فیلم هیچ شخصیت مردی بازی نکرده است و تمامی بازیگران زن هستند.

💡 همان به کزین کار ناسودمند به مردی یکی کار سازم بلند

💡 چو مردی نمود اندر آن بارگاه بدو حمله کردند مغرب سپاه

💡 به نیروی مردی ز جا بربکند چو یک برگ کاهش به هامون فکند

💡 مردی که ز شمشیر جفا روی بتابد در کوی وفا مرد مخوانش که زن است آن

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز