سنگ سراچه

لغت نامه دهخدا

سنگ سراچه. [ س َ گ ِس َ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ خانه چرا که سراچه تصغیر سرا باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ): سنگ سراچه دل را به آب دیده می سفتم. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

سنگ خانه چرا که سنگ سراچه تصغیر سرا باشد.

جمله سازی با سنگ سراچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بهر کسب شرف شمسه ی سراچه ی بام فتد چو سایه بزیر لوای بواسحق

💡 مهر رویش نگر ز پرده‌ی دل پرده افکنده بر سراچه‌ی گل

💡 رسید وقت که قلب زمانه بگذارد از این سراچه اندوه و غم برون تازد

💡 در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر در این سراچه بازیچه غیرعشق مباز

💡 به نقش ابروی تو نیست در سراچه حسن که دست صنع در آن طاقها مهندس شد

💡 هیچ‌گفتی‌که درکدام محل به ‌کدامین سراچه‌اش مقرست