لغت نامه دهخدا
سرقایمک بازی. [ س َ ی ِ م َ ] ( اِ مرکب ) نوعی ازبازی کودکان که یکی چشم بندد و دیگران مخفی شوند.
سرقایمک بازی. [ س َ ی ِ م َ ] ( اِ مرکب ) نوعی ازبازی کودکان که یکی چشم بندد و دیگران مخفی شوند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به صد شوخی رود طفل سرشکم تا سر مژگان به یاد لعل او با رشته گوهر کند بازی
💡 مجلس میان بستان گل با صبا به بازی نرگس به ناز خفته، سرو سهی ستاده
💡 ای فیض در دنیا بچش از جام عشقش جرعهٔ در خاک تا مستی کنی تا عشق بازی در کفن
💡 مایکل شاپیرو در تمام سری بازی مسئولیت صداپیشگی جیمن را بر عهده داشت.
💡 عشق را بازی نپنداری که نقش مهر دوست در دل آسان آید اما سخت مشکل میرود
💡 بیش از این با حسرت سرشار بازی چون کنم بند بندم تا به کی رقصد چو طفلان زیر پوست