سبزه ٔ بهار

لغت نامه دهخدا

سبزه بهار. [ س َ زَ / زِ ی ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) نام نوایی و لحنی باشداز موسیقی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( رشیدی ):
چون سبزه بهار بود نای عندلیب
چون بند شهریار بود صوت طیطوی.منوچهری.بر سبزه بهار نشینی و مطربت
بر سبزه بهارزند سبزه بهار.منوچهری.دستانهای چنگش سبزه بهار باشد
نوروز کیقبادی وآزادوار باشد.منوچهری.خرمتر از بهار و سراید بزیر و بم
گه کینه سیاوش و گه سبزه بهار.ازرقی.

فرهنگ فارسی

نام نوایی و لحنی باشد از موسیقی

فرهنگ اسم ها

اسم: سبزه ٔ بهار (دختر) (فارسی)
معنی: سبزه ای که در فصل بهار می روید، بهار سبز و خرم

جمله سازی با سبزه ٔ بهار

💡 347- يعنى: زيبارويى كه سبزه شيرين رخسارش از چشمه آب زندگى مى نوشد وهركس خواستار خوردن قند است به شكر لب او بنگرد.

💡 خانه روغنی مربوط به دوره صفویه است و در اصفهان، سبزه میدان ‌هارونیه، جنب آسیاب نعمت واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۰۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

💡 گر به لاله بنگری دارد پر از لولو دهان ور به سبزه بگذری دارد پر از عنبر کنار

💡 بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف سبزه دمید عیش کن ساغر می منه ز کف

💡 راستی روی نکویش به گلستان ماند خط و خالش به گل و سبزه و ریحان ماند

💡 انیژدون: دارای میوه‌های درختی خیلی کوچک و خوشمزه‌ای است و همچنین پر از گل و سبزه