لغت نامه دهخدا
زیتون الارض. [ زَ نُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) مازریون خامالا. رجوع به مازریون شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). ماذریون سیاه است.( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به اختیارات بدیعی و تذکره داود ضریر انطاکی و مازریون و دزی ج 1 ص 617 شود.
زیتون الارض. [ زَ نُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) مازریون خامالا. رجوع به مازریون شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). ماذریون سیاه است.( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به اختیارات بدیعی و تذکره داود ضریر انطاکی و مازریون و دزی ج 1 ص 617 شود.
( اسم ) مارزیون
مازریون خامالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سسک تالابی زیتونی برای تقلید قابل توجه آواز طیف گستردهای از پرندگان دیگر و ترکیب آنها در آواز خود قابل توجه است.
💡 در واقع ارمنیان نیز همچون بلغارها در ۱۸۷۶ میلادی هرجا که توانستند در برابر تجاوزات تُرکان عثمانی دست به مقاومتی نااُمیدانه زدند و بسیاری از آنان قهرمانانه کشته شدند. این مورد به ویژه در جنوب وان پیش آمد که چون ساکنان ارمنی آن مسلح بودند موفق شدند حملات مشترک تُرکان و کُردها را دفع کنند. در زیتون، ارمنیان که به رهبری حزب هنچاک متشکل شده بودند با موفقیت مقاومت کردند و «دژ زیتون» را به تصرف درآوردند.