زبان لرزانی

مترادف‌ها

زبان لرزان

فرهنگستان زبان و ادب

{flutter tonguing} [موسیقی] وضعیتی که در آن با لرزاندن یا چرخاندنِ زبان در مقابل سقف دهان و دقیقاً پشت دندان های پیش، تکرار سریع و منقطعِ نغمات حاصل می شود

جمله سازی با زبان لرزانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مبحث سایه می‌تواند به وسیله ناحیه‌ای که می‌تواند نقاطی را بر جای گذارد که به راحتی اصوات از یک فاصله شنیده نمی‌شوند، به وجود آید اشاره به افسانه‌ها عدم وجود سایه در برخی از فرهنگ‌ها همانند روح و زندگی لرزانی است که بنا به دلایلی تمام نمی‌شود.

💡 ز زر خام پیش خویش گوئی بر فروزانی چو بر بالا دل عاشق بسوزانی و لرزانی

💡 او در حالی که از شدت هیجان و ترس زیاد صحبت می‌کرد، دچار یک زبان لرزانی شد که باعث گشتن پیام او برای شنوندگان بسیار دشوار گردید.

💡 پزشک متخصص پس از انجام معاینات دقیق، علت زبان لرزانی بیمار را ناشی از اختلالات عصبی در سیستم کنترل عضلات گفتاری تشخیص داد.

💡 سخنرانی طولانی او با یک زبان لرزانی آغاز شد، اما با گذشت زمان و کسب اعتماد به نفس بیشتر، آرامش بیشتری در کلامش پیدا کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران