زبان لغزیدن

مترادف‌ها

لغزش زبان

لغت نامه دهخدا

زبان لغزیدن. [ زَ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایت از ناتوانی از بیان فصیح در نتیجه دچار ترس شدن و یا مرعوب مقام یا زیبایی و یا نظایر آن شدن:
مگر گویا از آن آیینه رخسار شد صائب
که میلغزد زبان در حالت گفتار طوطی را.صائب.

فرهنگ فارسی

کنایه از ناتوانی از بیان فصیح در نتیجه دچار ترس شدن و یا مرعوب مقام

جمله سازی با زبان لغزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تخته ی تعلیم لغزیدن ز نعلینش دهد خضر هرکس را که در عشق تو رو بر راه کرد

💡 شاید این طور توان یک دو قدم پیش افتاد هیچ بهتر به ره شوق ز لغزیدن نیست

💡 در بیابانی‌ که سعی بیخودی رهبر شود راه صد مطلب به یک لغزیدن پا، سر شود

💡 ما سبکساریم، از لغزیدن ما چاره نیست عاقلان با این گرانسنگی، چرا لغزیده‌اند

💡 از عصا در عهدِ پیری کم نشد گمراهیم پایِ دیگر بهرِ لغزیدن به دست آمد مرا

💡 داغ معماری اشکم‌که به یک لغزیدن عافیتها شد ازین آبله برپا، برپا

💡 گاهی اوقات در هنگام صحبت کردن با افراد غریبه، زبان لغزیدن ممکن است باعث ایجاد سوءتفاهم‌های ناخواسته‌ای شود که رفع کردن آن‌ها بسیار دشوار و زمان‌بر است.

💡 او از اینکه در آن جلسه مهم باعث زبان لغزیدن و بیان جمله‌ای اشتباه شد، بسیار پشیمان بود و سعی کرد سریعاً موضوع را اصلاح کند.

💡 در دنیای سیاست، زبان لغزیدن یک سخن‌ور می‌تواند منجر به بحران‌های دیپلماتیک بزرگی شود که مدیریت کردن پیامدهای منفی آن برای دولت بسیار بسیار سخت خواهد بود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران