زاغ مرز

لغت نامه دهخدا

زاغ مرز. [ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قره طقان بخش بهشهر از شهرستان ساری واقع در 2000گزی شمال باختری بهشهر و 16000گزی شمال نکا. منطقه آن دشت، معتدل، مرطوب و مالاریائی و زبان اهالی کردی، فارسی و مازندرانی است. سکنه آن 950 تن و از طائفه عبدالملکی ( کرد شیرازی ) اند و دارای آب ازرودخانه نکا و محصول آن برنج و غلات و پنبه و صیفی میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ). زاغمرز از مراکز مهم پنبه کاری ایران است و ایل عبدالملکی که ازمهمترین عشایر مازندران است و در اصل قشقائی بوده از آغاز دوره قاجاریه در این ده سکناگزیده اند. رجوع به جغرافیای کیهان ج 2 ص 284، جغرافیای مازندران ص 50 و 60 و سفرنامه مازندران و استراباد رابینو شود.

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان قره طقان بخش بهشهر از شهرستان ساری

جمله سازی با زاغ مرز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندلیب آید برون از گلستان و لاله‌زار زاغ‌گیرد مسکن اندر لاله‌زار وگلستان

💡 آنکه سیمرغ فلک از بیم تیر عدل او دارد اندر گوشه چون زاغ کمان پیوسته جای

💡 با دشمن بذ گویم شد دوست رقیب تو بهر تو روا دارم زاغی بزمستانی

💡 به خون دیده «نظیری » بساز و باده مخواه برای زاغ میی همچو خون زاغ کجاست؟

💡 زاغ از گلشن فیض تو چو طاووس بهشت بستهٔ گل به سر و دوش کشد رنگارنگ

💡 هنر بیند چو عیب این چشم جاسوس تو چشم زاغ بین، نه پای طاووس

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز