ریگ شویی

لغت نامه دهخدا

ریگ شویی. ( حامص مرکب ) خاک شویی. خاک شوری. خاک بیزی. شستن ریگ زرگری. ( آنندراج ). شستن ریگ تا خرده زر و نقره از آن حاصل کنند. ( از غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

خاک شویی. خاک شوری. خاک بیزی

جمله سازی با ریگ شویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شرم چهره تو عرق بر گل اوفتد هرگه که شویی از عرق چون گلاب روی

💡 گیرم که برگرفتی دست عنایت از من هر ساعتی بخونم دست جفا چه شویی

💡 از لعل، آنکه آب ز مینای خضر ریخت؛ تا شویی آن لبان می آلوده، آب خواه

💡 به خون دل بشستم دست از جان که به زین شست و شویی می ندانم

💡 نکند قبولم آتش پس مرگ اگر بسوزند اگرم ز لوث عصیان ندهند شست و شویی

💡 زان همی ریزم سرشک لاله رنگ خویش را تا ز خون دیگران شویی خدنگ خویش را

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز