تعدا

لغت نامه دهخدا

تعدا. [ ت َ ع َدْ دا ] ( از ع مص ) بمعنی ظلم، در اصل این لفظ تعدی به یای تحتانی است مگر فارسیان به تصرف خوداکثر، یای الفاظ این وزن را بدون قاعده عربی به الف بدل نمایند چنانکه: تمنی و تولی و تجلی و تماشی راتمنا و تولا و تجلا و تماشا خوانند و این نوعی از تفریس است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). بجای تعدی استعمال شده است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
روم ناقوس بوسم زین تحکم
شوم زنار بندم زین تعدا.خاقانی.دستش به نیزه ای که علی الرؤس اژدهاست
اقلیم روس را به تعدا برافکند.خاقانی.رجوع به تعدی شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) تجاوز کردن ز انداز. خود گذشتن. ۲ - ستم کردن دست اندازی کردن. ۳ - ( اسم ) دست اندازی. ۴ - ستمکاری. ۵ - سر زدن فعل از فاعل و بمفعول رسیدن. جمع: تعدیات.
بمعنی ظلم

جمله سازی با تعدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دستش به نیزه‌ای که علی الروس اژدهاست اقلیم روس را به تعدا برافکند

💡 روم ناقوس بوسم زین تحکم شوم زنار بندم زین تعدا

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز