لغت نامه دهخدا
ذوالنون حکیم. [ ذُن ْ نو ن ِ ح َ ]( اِخ ) اوراست شرحی بر معمیات حسین بن محمد شیرازی.
ذوالنون حکیم. [ ذُن ْ نو ن ِ ح َ ]( اِخ ) اوراست شرحی بر معمیات حسین بن محمد شیرازی.
او راست شرحی بر معمیات حسین ابن محمد شیرازی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذوالنون مصری گوید، رحمةاللّه علیه: «أشدُّ الحجابِ رؤیةُ انّفس و تدبیرُها.» سخت ترین حجاب مر بنده را رؤیت نفس و متابعت تدبیر آن باشد؛ از آنچه متابعت وی مخالفت رضای حق باشد و مخالفت حق سرِ همه حجابها بود.
💡 نقل است که یک روز کودکی به نزدیک ذوالنون درآمد و گفت: مرا صد هزار دینار است. میخواهم که در خدمت توصرف کنم و آن زر به درویشان تو به کار برم.
💡 باز گفت: حساب کردم دانستم که سهل موافقت شیخ ذوالنون کرده است یعنی موافقت شرط است. واقعه بازگفتم. ذوالنون گفت: کسی است که او را از درد ما آگاهی است و موافقت ما میکند.
💡 و ذوالنون مصری مریدی را به بایزید فرستاد. گفت: برو و بگو که ای بایزید! همه شب میخسبی در بادیه، و به راحت مشغول میباشی، و قافله درگذشت.
💡 تا بگوید ز موسی و هارون آل عمران و حوت با ذوالنون