لغت نامه دهخدا
ذوات اربع. [ ذَ ت ُ اَ ب َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) چارپایان. چهارپایان. چاروایان.
ذوات اربع. [ ذَ ت ُ اَ ب َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) چارپایان. چهارپایان. چاروایان.
چهار پایان.
💡 به لطف و مرحمت خود و به طفيل و ذوات مقدس محمد، ايليا، شبر، شبير، و فاطمه عليهمالسلام دست مرا بگير، اين پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند و تمامدنياى براى آنان بر پا شده است.
💡 چون حب بقاء در مكمن ذوات اشياء كامن است لذا غذا از سدنه اسم باقى است زيرا اگر حببقاء نمى بود كه هيچ موجودى به دنبال غذا نمى رفت، لذا انسان با علم وعمل كه غذاى نفس اند بقاى ابدى خويش را طلب مى كند.
💡 و گفت: چگونه اشیا بدو حاضر آیند و جمله به ذوات فانی ازو میشوند از خویش؟ یا چگونه ازو غایب شوند اشیا که جمله ازو و صفات او ظهور میگیرند؟ سبحان آنکه او را نه چیزی حاضر تواند آمد و نه ازو غایب تواند شد.
💡 در بحث نبوت و ولايت مطلقه گفته آمد كه نبوت مطلقه نبوت حقيقى است و نبوت حقيقىاطلاع نبى بر استعداد همه موجودات به حسب ذوات و ماهيات آنها و اعطاء حق هر يك از آنهابه آنچه كه به زبان استعداشان طلب كرده اند است و اين مقام همان انباء ذاتى نبى استكه از تعليم ازلى اوست و ربوبيت كبرى و سلطنت عظمى ناميده مى شود.
💡 قلت:به لسان اهل نظر، شيئيت شى ء به صورت كماليه آن شى ء به صورت كماليهآن شى ء است؛ و اشياء ذوات اسباب، خصوصا سبب الهى،شناخته نشود به حقيقت مگر بهشناختن اسباب آنها؛ و به لسان اهل معرفت نسبت ظاهر و باطن و جلوه و متجلى، نسبت دو امرمفارق نيست؛ بلكه يك حقيقت گاهى جلوه ظهورى كند و گاهى جلوه بطونى؛ چنانچه عارفمعروف فرمايد: