ذات اجدال

لغت نامه دهخدا

ذات اجدال. [ ت ُ اَ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیکی بدر که رسول اکرم صلوات اﷲ علیه هنگام رفتن بدر بدانجا نماز گزارد و عبیدبن حرث بن عبدالمطلب یکی از شهدای بدر نیز بدانجا مدفون است. ( از المرصع ).

جمله سازی با ذات اجدال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذات و صفات در نظر عارفان یکی است گر روشن است چشم دلت جسم و جان یکی است

💡 اى خدائى كه هستى اش دليل هستى اوست، و ذات پاكش منزه از تجانس و شباهت بهمخلوقات اوست.

💡 همه بر گرد تو گردند چه کوکب چه فلک همه در ذات تو محوند چه جوهر چه عرض

💡 بود آن بیضه ذات تو که رنگ اوست بی‌ رنگی تنزل در صفت هر یک دگر سان بال و پر دارد

💡 و ما برح لله - عزت آلاؤ ه - فى البرهة بعد البرهة و فى اءزمان الفترات عبادناجاهم فى كرهم و كلمهم فى ذات عقولهم...

💡 هر چند به قدرت و به علم او با ماست دانم که به ذات از همهٔ خلق جداست

ناوک یعنی چه؟
ناوک یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز