دولت گزای

لغت نامه دهخدا

دولت گزای. [ دَ / دُو ل َ گ َ ] ( نف مرکب ) تازه به دولت رسیده ای که به مردم آزار و اذیت می رساند. ( ناظم الاطباء ):
پذیره شو، ارنه سپهر بلند
به دولت گزایان درآرد گزند.نظامی.

فرهنگ فارسی

تازه به دولت رسیده که به مردم آزار و اذیت می رساند.

جمله سازی با دولت گزای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فر دولت چون هما یابند ازو هریک اگر افکند ظل همایون بر سر زاغ و زغن

💡 گفتا که نه کس بود که در دولت من از من همه عمر باشد آب رویت

💡 من با کمال یأس به وصلت امیدوار این دولت از کجا شود آیا میسرم

💡 ز ناگه پیک دولت می‌دوانید به من پیغام دلبر می‌رسانید

💡 هر که بود از یمین دولت شاد دل بمهر جمال ملت داد

💡 شکوهت ز روز آشکارا ترست ز دولت دلت با مدارا ترست

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز