لغت نامه دهخدا
( دروغ آزمائی ) دروغ آزمائی. [ دُ زْ / زِ ] ( حامص مرکب ) دروغ آزمای. آزمودن دروغ. پرداختن به دروغ. دروغگویی. عمل دروغ آزما:
دروغ آزمائی نباشد ز رای
که از رای ماند بزرگی بجای.فردوسی.و رجوع به دروغ آزمای شود.
( دروغ آزمائی ) دروغ آزمائی. [ دُ زْ / زِ ] ( حامص مرکب ) دروغ آزمای. آزمودن دروغ. پرداختن به دروغ. دروغگویی. عمل دروغ آزما:
دروغ آزمائی نباشد ز رای
که از رای ماند بزرگی بجای.فردوسی.و رجوع به دروغ آزمای شود.
( دروغ آزمائی ) دروغ آزمایی آزمودن دروغ پرداختن به دروغ دروغگویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو ازمائی به جز ما خود چه چیز است در اینجا دید غیری یک پشیز است