لغت نامه دهخدا
( آلگون ) آلگون. ( اِخ ) نام یکی از آبادیهای سَقّز کردستان که پیشتر آلْکَلو نامیده میشده. ( فرهنگستان ).
( آلگون ) آلگون. ( اِخ ) نام یکی از آبادیهای سَقّز کردستان که پیشتر آلْکَلو نامیده میشده. ( فرهنگستان ).
( آل گون ) یکی از دهات بخش سقز کردستان.
اسم: آلگون (دختر) (کردی) (تلفظ: algon) (فارسی: آلگون) (انگلیسی: algon)
معنی: نام یکی از آبادیهای سَقّز کردستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معتقد پاک تو اصل نجات دو گون خدمت یزدان شمرد، طاعت سلطان نهاد
💡 روا بود که پدید آید آفتاب دگر ز عکس چهره او بر سپهر آینه گون
💡 آن حشمت مسلم، گردون نوشت درهم وان چهر لاله گون فام گردید زعفرانی
💡 شد ساق سمن گون تو از گردش چرخ همچون دو کی رشته برو پیچیده
💡 گفت یا رب خلق را در خون مکش هر زمان در رنج دیگر گون مکش