دجله العوار

لغت نامه دهخدا

( دجلةالعوار ) دجلةالعوار. [ دِ ل َ تُل ْ ع َ ] ( اِخ ) صاحب مجمل التواریخ و القصص و حمزه در سنی ملوک الارض و الانبیاء ضبط کلمه را چنین آورده اند. در معجم البلدان و مآخذ دیگر دجلة العوراء است و آن در ارض میسان بوده و بهمن اردشیر بر ساحل آن قرار داشته است: وهن اردشیر [ ظ: وهمن اردشیر ] شهریست بر کنار دجلةالعوار بزمین میسان و بصریان بهمنشیر خوانند. ( مجمل التواریخ و القصص ص 61 و 62 ). رجوع به دجلة العوراء شود.

فرهنگ فارسی

صاحب مجمع التواریخ و القصص و حمزه در سنی ملوک الارض و انبیائ ضبط کرد. کلمه را چنین آورده اند

جمله سازی با دجله العوار

💡 م، پنج ناحیه از ارمنستان کوچک و میانرودان را به رومیان واگذار کرد و دجله در نزدیکی تیسفون پایتخت ساسانیان به عنوان مرز دو حکومت تعیین گردید.

💡 این شهر در ۳۰ کیلومتری غرب بغداد میان رودهای دجله و فرات قرار داشت؛ و در امتداد خط مرزی آهکی شرق و غرب میان دو رود دجله و فرات واقع شده‌است.

💡 شب که ز گریه می‌کنم دجله کنار خویش را می‌افکنم به بحر خون جسم نزار خویش را

💡 هر روز دجله دجله بر آرم من از سرشک کو طرفه طرفه گل شکفاند ببوستان

💡 یک سده بعد، دوباره بر اثر طغیان دجله، حرم رو به تخریب و ویرانی رفت و سلطان اویس جلایری به ترمیم و تعمیر آن اقدام کرد.

💡 بر بی کیست جن و ملک را جگر گداخت بر تشنگیت دجله و دریا گریستند