لغت نامه دهخدا
دانشمند نبیه. [ ن ِم َ دِ ن َ ] ( اِخ ) ( امیر... ) نام یکی از ندیمان و ملازمان درگاه مسعود غزنوی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 48 و 180 و 257 و چ فیاض ص 10 و 53 و 183 و 185 و 256 ).
دانشمند نبیه. [ ن ِم َ دِ ن َ ] ( اِخ ) ( امیر... ) نام یکی از ندیمان و ملازمان درگاه مسعود غزنوی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 48 و 180 و 257 و چ فیاض ص 10 و 53 و 183 و 185 و 256 ).
نام یکی از ندیمان و ملازمان درگاه مسعود عزنوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خموشی این زمان فرض است دانشمند معنی را که گر چون جان سبک گوید تو چون جسمش گران بینی
💡 به گفته یوجین گارفیلد، این اس. ویس بود که با انتشار در سال ۱۹۷۳ در مورد تنهایی، «تجربه انزوا عاطفی و اجتماعی» توانست توجه دانشمندان را به موضوع تنهایی جلب کند.
💡 شیخ گفت دانشمندی پیری را بشهر سمرقند گفت که ما را ازین سخنان چیزی بنویس. پیر گفت سی سالست کی با یک کلمه میآویزم وَنَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی هنوز باوی برنیامدهام.
💡 برای آن بود این پستی و حقارت و ذل که نه در ایشان دانش بود نه دانشمند
💡 مذهب من نیست بودن قابل زهد و ورع پند دانشمند ننیوشم که نادان من است
💡 یک دانشمند وقتی متوجه میشود چشمه آبگرم یک شهر آلوده شدهاست، در مقابل همه ساکنان شهر قرار میگیرد و…