لغت نامه دهخدا
دان دهرم. [ دَ هََ ] ( اِخ ) نام قسم دوم از قطعه سیزدهم کتاب بهارث که بیاس بن پراشر بروزگار جنگ بزرگ میان فرزندان پاندو و اولاد کورو کرده است در هند. و قسم مذکور در ثواب صدقات است. ( ماللهند بیرونی ص 64 ).
دان دهرم. [ دَ هََ ] ( اِخ ) نام قسم دوم از قطعه سیزدهم کتاب بهارث که بیاس بن پراشر بروزگار جنگ بزرگ میان فرزندان پاندو و اولاد کورو کرده است در هند. و قسم مذکور در ثواب صدقات است. ( ماللهند بیرونی ص 64 ).
نام قسم دوم از قطعه سیزدهم کتاب بهارث که بیاس بن پراشر بروزگار جنگ بزرگ میان پاندو و اولاد کورو کرده است در هند
💡 خوراب، روستایی از توابع بخش دهرم شهرستان فراشبند در استان فارس ایران است.
💡 مادر دهرم چه می پرورد عمری در کنار؟ کانچنین در خاک و خون آنترک طنازم کشد
💡 نه دهرم از غضبت جان من چو دهر مسوز نهکوهم از سخطت جسم من چوکاه مخواه
💡 دهرم به حال مرگ نشانداست در حیات دورم شراب شیب چشانده است در شباب
💡 بجز تو نیست دلارام من که در عالم من از برای تو رسوای دهرم ای دلدار
💡 سوارغیب، روستایی از توابع بخش دهرم شهرستان فراشبند در استان فارس ایران است.