داغ دروش

لغت نامه دهخدا

داغ دروش. [ غ ِ دِ رَو / رُو ] ( ترکیب اضافی ) داغ درفش. داغی که با درفش بر اندام پدید آرند. درفش داغ. دروش داغ. داغی که برای امتیاز چهارپایان و ستوران بر اندام آنان پدید آرند بوسیله درفش گداخته به آتش:
بموسمی که ستوران دروش داغ کنند
ستوروار بر اعدا نهاد داغ دروش.سوزنی.

فرهنگ فارسی

داغ درفش

جمله سازی با داغ دروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نزاری را نمی دانی که چیست داغ او دارد ببین اینک دروش

💡 اندر جهان ز جانوران هیچ کس نماند کز... او نیامد در کون تو دروش

💡 یله کن چند گهی تا بزیم با او خوش که ترا دیدم و برداشت دروش ای گنده

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز