لغت نامه دهخدا
خوش تعارفی. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ رُ ] ( حامص مرکب ) خوش برخوردی. مقابل بدتعارفی. خوش ملاقاتی. نکوبرخوردی.
خوش تعارفی. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ رُ ] ( حامص مرکب ) خوش برخوردی. مقابل بدتعارفی. خوش ملاقاتی. نکوبرخوردی.
خوش برخوردی مقابل بد تعارفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «اکنون ورزش کاملاً حرفهای است و تعارفی وجود ندارد … در حال حاضر ایران مربیان زیادی در تکواندو دارد که قطعاً از من بهتر هستند. مشکل مدیریتی هم که برطرف شده و مطمئن هستم تیم ملی ایران به اوج بازمیگردد.»
💡 در فرهنگ عمومی ایران افراد تعارفی به عنوان افرادی ریاکار و دروغگو شناخته میشوند. البته نمیتوان بهطور کلی تعارف را منفی دانست و برخی اقسام آن مثبت و برخی منفی میباشد.
💡 ایسوکراتس ده سال از افلاطون بزرگتر است لذا «این پیشگویی به معنی اظهار تاسف از اینکه به فیلسوف شدن ایسوکراتس امیدی نیست و حتی میتوان گفت تعارفی آمیخت به تحقیر است.» ایسوکراتس مخالف افلاطون است و در مقابل آکادمی او مدرسه بلاغت را تأسیس کردهاست و در آثار خود افلاطون را استهزاء میکند و بهطور صریح آثار افلاطون بخصوص جمهوری و قوانین را حقههای سوفیستی میداند و انزجار خود را اعلام میکند.