خواب بند کردن

مترادف‌ها

بی‌خواب کردن

متضادها

خواب آوردن، خواب دادن

لغت نامه دهخدا

خواب بند کردن. [ خوا / خا ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بخواب مصنوعی کسی را خوابانیدن. هیپنوتیزم. این عمل قرنها پیش از مسمر در ایران نزد اهل خود معروف و معمول بوده است و افسانه های ملی پر از حکایات خواب بندیهاست و عیاران، از جمله نسیم، کسی را که از جایی بجائی نقل کردن میخواستند با امتناع و اباء او وی را خواب بند میکردند و اعمال شگفت اسماعیلیان در تأثیر القاآت با همین خواب مصنوعی بعمل آمده است. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بخواب مصنوعی کسی را خوابانیدن.

جمله سازی با خواب بند کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نهال قد تو را سرو باغ اگر بیند به زیر پای تو چون سبزه خواب خواهد کرد

💡 جان او در انتظار زخم شمشیر تو بود هر شب آن پتیاره اندر خواب دیدی چند مار

💡 نقش خیال اوست که بر دیده رو نمود در خواب دیده ایم از آن رو خیال او

💡 وقتى آدم از خواب بيدار شد حوا را ديد كه در كنارش نشسته و چشم به او دوخته است.

💡 سلطان احمد در نهایت موفق شد در سال ۹۱۲ سدید را وقتی او در حال خواب بود بکشد.

💡 گویند بخواب تا به خواب‌ش بینی ای بیخبران چه جای خواب است مرا

💡 مادر با خواندن داستان‌های قدیمی و با صدای آرام، سعی می‌کرد برای کودک خردسالش خواب بند کردن را انجام دهد تا او به راحتی بخوابد.

💡 استفاده از برخی گیاهان دارویی و نوشیدن یک لیوان شیر گرم قبل از رفتن به تخت، می‌تواند به شما در خواب بند کردن کمک زیادی کند.

💡 او پس از یک روز کاری بسیار طولانی و طاقت‌فرسا، با گوش دادن به موسیقی ملایم، سعی کرد برای خود خواب بند کردن را فراهم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران