لغت نامه دهخدا
خط فلان چیز دادن. [ خ َطْ طِ ف ُ / ف ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اقرار کردن بکمال آن چیز. ( آنندراج ):
اگر نقش ارژنگ اگر ساده اند
همه خط بخوش خطیش داده اند.وحید ( از آنندراج ).
خط فلان چیز دادن. [ خ َطْ طِ ف ُ / ف ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اقرار کردن بکمال آن چیز. ( آنندراج ):
اگر نقش ارژنگ اگر ساده اند
همه خط بخوش خطیش داده اند.وحید ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل زبان را رازدان آشنایی ها نخواست گاه بهمان گفتمش، گاهی فلان نامیدمش
💡 فلان از بهر بهمان تا مرو را صید چون گیرد ازو پوشیده هر ساعت همی سازد معمائی
💡 ای کرده تو را بسته و مطواع فلان میر آن میخ کشن ساز و سیه اسپ عقالش
💡 در تـعـبـيـرات روزمره بسيار ديده مى شود كه مى گويند: فلان كس مانند عفريت است، ياقيافه ديو دارد!
💡 فرمود: ظروفى است و فلان عدد، دينارهاى سكه دار و نقش دار در آن مى باشد.
💡 ولكن تذكر الشاة التى ذبحتها و شويتها و اكلت و فلان و فلان الى جانبك صائم لاتنله منها شيئا