لغت نامه دهخدا
خرقه سازی. [ خ ِ ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) دریدگی. چاک شدگی:
گهی می کرد مه را خرقه سازی
گهی می کرد با مه خرقه بازی.نظامی.
خرقه سازی. [ خ ِ ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) دریدگی. چاک شدگی:
گهی می کرد مه را خرقه سازی
گهی می کرد با مه خرقه بازی.نظامی.
دریدگی چاک شدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقت آن شد که دگر سر حق اظهار کنم خرقه و سبحه بدل بابت وز نار کنم
💡 گر نباشد خرقه و تسبیح گو هرگو مباش کافر عشقم بت و زنار میباید مرا
💡 در خرقه چو آتش زدی ای سالک عارف جهدی کن و سر حلقهٔ رندان جهان باش
💡 برابن اساسل درویشان سلسله نعمتاللهی نسبت خرقه جنید را چنین میدانند:
💡 به بازاری که دلق میگساران می شود پیدا بهای خرقه پرهیزگاران می شود پیدا
💡 همزمان با او محمّد سلطان(فرزنداحمدسلطان) ملقّب به خرقهپوش نیز با فرزندان خویش به خاک من پای گذاشت.