خرده خری

لغت نامه دهخدا

خرده خری. [ خ ُ دَ / دِ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل خریدن مایحتاج غذائی خود و خانواده ٔخود خردخرد و هر روز یک بار. عمل خردخرد خریدن خوراک و غیره به اندازه احتیاج یک بار یا یک روز نه برای مدتی طویل. مقابل عمده خری. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عمل خریدن مایحتاج غذائی خود و خانواده خود خرد خرد و هر روز یک بار عمل خرد خرد خریدن خوراک و غیره باندازه احتیاج یکبار یا یک روزنه برای مدتی طویل مقابل عمده خری.

جمله سازی با خرده خری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتمش خرده به خردان غمت بیش مگیر گفت تدبیر چه؟ چون خوی درشتست مرا

💡 از خرده زد بجبهه زرک نو عروس گل از برگ، هر نهال شد ابروی وسمه دار

💡 سپند روی او می گشت صائب خرده جانها اگر بی پرده می گردید حسن عالم آرایش

💡 بگیر خرده جان مرا و خرده مگیر که در بساط ندارم جز این نثار دگر

💡 سزد که خرده جان را کند نثار سپند که یافت راه سخن در حریم یار سپند

💡 گر چه دانم که بزرگان همه بر ابن یمین خرده گیرند که شد توبه شکن بار دگر

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز