خدا کشان

لغت نامه دهخدا

خداکشان. [ خ ُ ک ُ ] ( اِ مرکب ) کشندگان خدا. کنایه از کشندگان پادشاه زمان است. || ( اِخ ) نامی که ایرانیان پس از قتل یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی بخاندان ماهوی سوری دادند. ( یادداشت بخط مؤلف ): و اولاد ماهویه الی الساعة یسمون بمرو و نواحیها خداکشان و معنی خداکشان قاتلوا المولی. ( از سنی ملوک الارض حمزه اصفهانی ).

فرهنگ فارسی

کشندگان خدا کنایه از کشندگان پادشاه زمان است.

جمله سازی با خدا کشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می اش صافی، چون رشحه ی سلسبیل ز پیر مغان، می کشان را سبیل

💡 قلاده سگ کویش به گردنم فکنید کشان کشان ز پیش تا شکارگه ببرید

💡 چنان ز سایهٔ مژگان او هراسیدم که اشکبوس‌ کشانی ز تیر رستم زال

💡 به بوی زلف معنبر، غزال مشکین را چو نافه موی کشان از ختن برآوردی

💡 بدان هوس که به کویت رسم خوشم که مرا کشان کشان چو سگان کو به کو بگردانی

💡 کشان شمر دون را مرآن هوشمند بیاورد و برزد به دار بلند

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز