خاوری طارمی

لغت نامه دهخدا

خاوری طارمی. [ وَ ی ِ رِ ] ( اِخ ) رستم بن علی طارمی معروف به خاوری. صاحب رساله ای است در عروض در دو ورق و هفت فصل. ( از کشف الظنون چ 1941 م. ج 1 ص 877 ).

جمله سازی با خاوری طارمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای آفتاب خاوری ای رشک ماه و مشتری درد دلم چون بنگری باشی ز حالم باخبر

💡 درازای تالارها چهار متر و شصت سانتی متر و پهنای تالار باختری سه متر و پانزده سانتی متر و پهنای تالار خاوری دو متر و شصت سانتی متر است.

💡 این شهر در هم‌ریزشگاه رود اودا با سِلِنگا و در ۱۰۰ کیلومتری جنوب خاوری دریاچه بایکال جای گرفته‌است.

💡 رودخانه بمپور از رودخانه استان سیستان و بلوچستان در جنوب خاوری ایران است.

💡 هرکه رو در خدمت حق کرد و دست از کار شست در ادای خدمتش ترک ادب از خاوری است

💡 خورشیدِ خاوری کُنَد از رَشک جامه چاک گر ماهِ مِهرپرورِ من در قبا رود