حسن زعفرانی

لغت نامه دهخدا

حسن زعفرانی. [ ح َ س َ ن ِ زَ ف َ ] ( اِخ ) ابن محمدبن صباح. از محله زعفرانیه بغداد است. راوی امام شافعی بود و در سال 259 هَ. ق. درگذشت. ( زرکلی چ 1 ص 238 ) ( تهذیب التهذیب ج 2 ص 318 ) ( روضات ص 212 ) ( نامه دانشوران ج 5 ص 48 ).

فرهنگ فارسی

ابن محمد بن صباح از محله زعفرانیه بغداد است راوی امام شافعی بوده است

جمله سازی با حسن زعفرانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترا اگر تبی آسیب زد چنانم من که گریه آیدت از روی زعفرانی من

💡 رحمی کن،ای طبیبم، ای دلبر حبیبم بر روی زعفرانی، بر اشک دانه دانه

💡 تو که کرد زعفرانی زعفران باش و آمیزش مکن با دیگران

💡 چو ابروی خوبان خمیده قدش دو رخسار خود زعفرانی بدش

💡 رنگرزم ز من بود هر رخ زعفرانیی چست الاقم و ولی عاشق اسب لاغرم

💡 روی خود را زعفرانی کن به بیداری شب تا به روز حشر روی ارغوانی باشدت

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز