لغت نامه دهخدا
جندفرک. [ ج ُ دَ ف َ ] ( اِخ ) جندفرج. ( انساب سمعانی ). رجوع به جندفرج شود.
جندفرک. [ ج ُ دَ ف َ ] ( اِخ ) جندفرج. ( انساب سمعانی ). رجوع به جندفرج شود.
جند فرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از حملههای جند او وز زخمهای تند او سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما
💡 چون سر زید بشکند چاره عمرو میکنی چون به دمشق قحط شد آب به جند میدهی
💡 نیروهای لباس شخصی دو دانشجو را از خوابگاه صدف دانشگاه جندی شاپور اهواز ربودند.
💡 در جنگ ایران و عراق هم جوانان البوفاضلی یک کشته و یک اسیر و جند جانباز تقدیم وطن کردند.
💡 سلجوق در اواخر روزگار سامانی قبیله خود را برداشته و به شهر جند از شهرهای کنار سیردریا در دره علیای این رود آورد و در آنجا ماندگار شد.