لغت نامه دهخدا
( جلی-ن برین ) جلی-ن برین. [ ج ِ ب َ ] ( اِخ ) گردنه ای است در راه شاهرود استرآباد که 8هزار پا ارتفاع دارد. ( ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 111 ).
( جلی-ن برین ) جلی-ن برین. [ ج ِ ب َ ] ( اِخ ) گردنه ای است در راه شاهرود استرآباد که 8هزار پا ارتفاع دارد. ( ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 111 ).
گردنه ایست در راه شاهرود استراباد که هشت هزار پا ارتفاع دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لب برین کوزه نه، چو خواهی کام زر به این نظم ده، چو جویی نام
💡 در روزگار خوشتر از این روزگار نیست در عشرت اعتماد برین روزگار کن
💡 آنکو به آفتاب سر آستین نمود سر بین که چون نهاد برین آستان خاک
💡 زنگ زی یا تسانگ تو فیلسوف چینی پیرو آیین کنفسیوس بود. او از شاگردان کنفسیوس بود و مهمترین اثر او تفسیری است که بر دانش برین نوشتهاست. شاگردان زنگ زی از تدوین کنندگان مجموعه گفتارهای کنفوسیوس در لون یو بودند. زنگ زی همچنین از نخستین اندیشمندانی بود که به گرد بودن زمین (در برابر مسطح بودن آن) قائل بود.
💡 برین تِروِل بابت اجراهایش برندهٔ جوایز گوناگونی نظیر «جایزه گرمی» و «جایزهٔ موسیقی کلاسیک بریتانیا» شده است.
💡 ایشان سخت برین عقیده هستند که بار اصلی درمانگری وشفا دهی مراسم بر خوانش اشعار و بار جادویی کلامات علاوه بر توسل به بزرگان مذهبی است.