لغت نامه دهخدا
جعفر کثیری. [ ج َف َ رِ ک َ ] ( اِخ ) رجوع به جعفربن عبداﷲ.... شود.
جعفر کثیری. [ ج َف َ رِ ک َ ] ( اِخ ) رجوع به جعفربن عبداﷲ.... شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رصدخانه زعفرانیه نخستین مرکز آموزشی نجوم در ایران است که در رده سنی کودک و نوجوان فعالیت میکند. این مرکز در سال ۱۳۶۷ فعالیت خود را آغاز کردهاست و تا کنون جمع کثیری از علاقهمندان به نجوم آماتوری را در خود پرورش دادهاست که البته الزاماً هم کودک و نوجوان نبودهاند. بسیاری از مراکز ایرانی که در زمینه نجوم آماتوری فعالیت میکنند از این مرکز الگو و حتی آموزش گرفتهاند.
💡 جمعیت آن از سالها پیش بهمرور به تهران مهاجرت کردهاند. شغل تعداد کثیری از این مردم صنعت سیم لاکی، دستگاههای جوش، ترانسفورماتور، اسقاط خودروهای فرسوده و بازیافت است.
💡 شیخ خلیفه پس از ورود به سبزوار در مسجد جامع منزل کرد و به صدای بلند قرآن میخواند و وعظ میکرد و عدهٔ کثیری شاگرد و مرید در گرد او جمع شدند، از طرفی مخالفان نیز قصد خون شیخ خلیفه کردند. روحانیون سبزوار کوشیدند تا خلیفه را دستگیر کنند ولی در زد و خورد با پیروان وی کاری از پیش نبردند.
💡 طبق روایت طبری هرمزد سیزده هزار و ششصد تن از اشراف و بزرگان را به قتل رسانید و گروه کثیری را به زندان افکند و تنزل رتبه داد. شاید هرمز میکوشید در میان قشرهای وسیع جامعه پایگاهی بدست آورد.
💡 از هنگام بستری شدن وی در بیمارستان عده کثیری از مردم به علت افزایش روحیه به مرتضی پاشایی در مقابل بیمارستان بهمن حضور یافته بودند و ترانههای پاشایی را با صدای بلند میخواندند.