لغت نامه دهخدا
جایز شمردن.[ ی ِ ش ِ ش ُ م َ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) روا داشتن. اجازه دادن. مباح کردن. اذن دادن. دستوری دادن. پذیرفتن.
جایز شمردن.[ ی ِ ش ِ ش ُ م َ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) روا داشتن. اجازه دادن. مباح کردن. اذن دادن. دستوری دادن. پذیرفتن.
روا داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و مويد اين معنا گفتارى است كه درباره شمردن نمونه هاى زينت از نظر خواننده خواهدگذشت كه چرا از نمونه هاى زينت، نساء و بنين و قناطير را شمرد؟ علاوه بر اينكه چهبسا بتوان گفت معناى لفظ شهوات خالى از شيفتگى و دلدادگى و حرص نيست، هر چندكه كلمه نامبرده به معناى مشتهيات است.
💡 قابل توجه اين كه فرشتگان روى سه مساءله درباره صفات خودشان تكيه كردند،تسبيح و حمد و تقديس، بدون شك تسبيح و حمد يعنى خدا را پاك از هر گونه نقص وداراى هر گونه كمال دانستن، اما در اين كه مقصود از (تقديس ) چيست ؟ بعضى آنراپاك شمردن پروردگار از هر گونه نقصان دانسته اند كه در حقيقت تاءكيدى مى شودبر همان معنى (تسبيح ).
💡 اين است آن حقيقتى كه منكرين واقعيت رويا را به انكار واداشته، و غير آنچه ما گفتيمدليل ديگرى نداشته و بغير شمردن عوامل مزبورى كه گفتيم (در قوهخيال آدمى اثر مى گذارند،) مطلب علمى ديگرى ندارند.
💡 ((يكى از نشانه هاى بزرگداشت جلال و عظمت خداوند، برترى و مقدم داشتن وخويشاوندى محمّد و على، پدران دينى تو بر خويشاوندى پدر تنى است. و از نمونههاى خوار شمردن جلال خداوند مقدم شمردن خويشاوند پدر تنى بر خويشاوندى پدراندينى اين امت، محمّد (( - صلى اللّه عليه و آله - )) و على - عليه السلام - است...)).(272)
💡 و مى گوييم: من فلانى را از شجاعان مى دانستم، و از دلاوران به حساب مى آوردم، ومنظور اين است كه او را در هنگام شمردن شجاعان، ملحق به آنان مى دانستم.
💡 غرض آن كه سنگين ترين گناه، يعنى تحريف، تشريع و بدعت را سبك شمردن، از يك سو و تعذيب جاويد را به چند روز تحديد كردن، از سوى ديگر بايد به استناد عهد ويژه اى باشد كه هيچ انسانى از آن نيست و دعوى چنين قرابتى با خداوند، غرابت خاص دارد؛ هر چند از صهيونيست هاى نژادپرست غريب نيست و تفرعن روزانه اينان نسبت به بيت المقدّس و ملّت مسلمان ونستوه فلسطين اشغالى سند گوياى باطل خواهى متفرعنان اسرائيلى است.