جامه نهادن

لغت نامه دهخدا

جامه نهادن. [ م َ / م ِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) لباس یا فرش را جائی گذاشتن یا گستردن. || کنایه از مردن. ( بهار عجم ) ( از ارمغان آصفی ):
در جامه شادی شب هنگامه نگنجی
ما جامه نهادیم و تو در جامه نگنجی.نسبتی تهانیسری ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

لباس یا فرش را جائی گذاشتن

جمله سازی با جامه نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تخم‌مرغ: از دیرباز تاکنون تخم‌مرغ نماد تولد و تداوم نسل است، از این رو پیداست که نهادن آن بر سفرهٔ عقد به نیت ادامه نسل زن و مرد و باروری ازدواج آن دو می‌باشد.

💡 در توسّل و تمسّك به وسايل هدايت و نجات حسين عليه السلام گاهى پاداش هزار حجّخواهد بود، آن هم نه حجّ عادى، بلكه حجّى با آن حجم عظيم و شكوهمند از پاداش، كه هرگام نهادن در انجام آن، پاداشى معادل يكصد هزار حجّ بلكه بيشتر از آن خواهد داشت.(371) و بالاخره فراتر از همه اينها، گاه در پيروى وتوسّل عارفانه به آن حضرت، انسان به پاداش كار پرشكوهى مى رسد كه اساساًانجام آن بيش از يك بار برايش ممكن نيست، همانند شهادت در راه خدا كه براى يك انسانتنها يك بار ممكن است و بس؛ امّا به بركت حسين عليه السلام وتوسّل و اقتداى به راه و رسم او، گاه انسان مى تواند به پاداش هزار بار شهادتهدفدار و خالصانه وآگاهانه نايل آيد.(372)

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز