عبارت «تنفس برآوردن» در زبان و ادبیات فارسی یک تعبیر کنایی و ادبی است که به معنای «دمیدن صبح» و «آغاز روشنایی روز» به کار میرود. در این ترکیب، واژه «تنفس» به معنای نفس کشیدن و «برآوردن» به معنای آشکار کردن یا بیرون آوردن است، اما در کاربرد ادبی، مجموع این دو واژه معنایی فراتر از ظاهر خود پیدا میکند. این عبارت در حقیقت تصویری شاعرانه از لحظهای است که تاریکی شب پایان مییابد و روشنایی صبح پدیدار میشود، گویی صبح همچون موجودی زنده نفس تازه میکند. شاعران فارسیزبان از این تعبیر برای توصیف لحظه شکستن شب و آغاز نور و روشنی استفاده کردهاند. در این معنا، «تنفس برآوردن» نماد پایان یافتن ظلمت، کفر، یا تاریکی و آغاز روشنایی، حقیقت و امید است. در اشعار کهن، این ترکیب معمولاً با مفاهیم معنوی و عرفانی نیز همراه شده و گاهی طلوع صبح را به ظهور حقیقت یا وصال تشبیه کردهاند. به همین دلیل، این تعبیر علاوه بر معنای طبیعی، بار معنوی و فلسفی نیز دارد و نشاندهنده تغییر از تاریکی به نور است. استفاده از چنین ترکیباتی در ادبیات فارسی نشاندهنده نگاه شاعرانه به طبیعت و پدیدههای روزمره است. بنابراین «تنفس برآوردن» در اصل کنایهای زیبا از دمیدن صبح و روشن شدن جهان پس از تاریکی شب است که در شعر فارسی جایگاه ادبی و تصویری مهمی دارد.
تنفس براوردن
لغت نامه دهخدا
( تنفس برآوردن ) تنفس برآوردن. [ ت َ ن َف ْ ف ُ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دمیدن و روشن شدن صبح:
از روی زمین کفر و ضلالت همه برخاست
چون صبح وصال تو برآورد تنفس.ناصرخسرو.رجوع به تنفس شود.
فرهنگ فارسی
( تنفس بر آوردن ) کنایه از دمیدن و روشن صبح.