تند بور
لغت نامه دهخدا
تندبور. [ ت ُ ] ( اِ ) جستن و برجستن را گویند، و به این معنی بجای بای ابجد، یای حطی هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ). برجستن. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( از شرفنامه منیری ). جستن و برجستن را گویند. ( انجمن آرا ). || ( ص ) برجهنده و رقصنده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تندیور شود.
فرهنگ فارسی
جستن و بر جستن را گویند و به این معنی بجای بای ابجد یای حطی هم آمده است ٠
جمله سازی با تند بور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخنها شنیدی تو پاسخگزار که تندی نه خوب آید از شهریار
💡 کجا گفت زینگونه در تیره شب به تندی همی برگشاده دو لب
💡 عقل او کم بود و حرص او فزون چون جرا کم دید شد تند و حرون
💡 چرغ تو که در صید ندانسته درنگ بر تندی اوست وسعت گردون تنگ
💡 برگ کاهم پیش تو ای تند باد من چه دانم که کجا خواهم فتاد
💡 بسی نماند که: خاکم ز تند باد فراقت روان بگردد و زان گرد هم غبار نماند