تفرس کردن

لغت نامه دهخدا

تفرس کردن. [ت َ ف َرْ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بفراست دریافتن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به فراست و تفرس شود.

جمله سازی با تفرس کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولى قضاء و قدر خدا كار خود را كرد، (و خواستن و نخواستن و ترسيدن و نترسيدنيعقوب اثرى نداشت ) و يعقوب در دفع بلا كارى نمى توانست بكند. لا جرم يوسف را درشدّت بى ميلى به دست برادران سپرد، در حالى كه تفرس كرده بود كه اين بلا فقطبر سر يوسف خواهد آمد.

💡 فـاغـتـمـمت من ذلك و خرجت من عنده و قلت فى نفسى: لو تفرس فى خيرا لما زجرنى عنالاخـتـلاف اليـه و الاخـذ عنه ! من از اين سخن غمگين شدم و از نزد ايشان خارج شده، باخـود گـفـتـم: اگـر در من خيرى مى يافت، از رفت و آمد نزد خودش و كسب علم باز نمىداشت !