تارونت پرت

لغت نامه دهخدا

تارونت پرت. [ رِ ن ِ پ ِ ] ( اِخ ) موضعی در ارمنستان: فوستوس بیزانسی مورخ ارمنستان راجع به «سان سان » پادشاه اشکانی صفحات آن طرف قفقاز می نویسد که در قرن پنجم م. او به خسرو دوم پادشاه ارمنستان پسر تیرداد که مذهب عیسوی را پذیرفته بود حمله کرد... سپاهی بزرگ تشکیل داده بطرف رود «کور» حرکت کرد و در صفحات ارمنستان بپراکند... اینها به قتل و غارت پرداخته وتا شهر کوچک «ساداقا» پیش رفته به «گندسک » ( باید گنزک باشد ) حد آذرباداکاد ( باید مقصود آذربایجان باشد ) رسیدند، بعد در جایی جمع شدند زیرا اردوی بزرگی در دشت آرارات زدند. خسرو همینکه از نزدیک شدن «سان سان » پادشاه «ماسارت ها» آگاه شد فرار کرده به جنگل «تارونت پرت » که در صفحه «کتا» است رفت... ( ایران باستان ج 3 صص 2615 - 2616 ).

فرهنگ فارسی

موضعی در ارمنستان.

جمله سازی با تارونت پرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس حضرت مركبش را به طرف ذوالكلاع حميرى (كه در لشكر معاويه بود) راند، و او رابه چالاكى ربود و به بالا پرت كرد، و شمشير را حواله او كرده، دو نيمش كرد، سپسبه من فرمود: من قوى ترم يا تو؟

💡 پس او و لشكريانش را گرفتيم و در دريا پرت كرديم در حالى كه خود را ملامت مى كرد(40).

💡 بلکمور متولد سال ۱۹۸۷ در شهر پرت استرالیا می‌باشد. او فارغ‌التحصیل آکادمی وسترن استرالین در رشته هنرهای نمایشی است.

💡 ور زند سیلی و از سر کلهم پرت شود خویش را در سر کو سخرهٔ نُظّار کنم

💡 عذر بپذیر ز من بنده که مرغ سخنم بر سر سدره نشست از مدد بال و پرت

💡 خدنگ‌دال پرت چون ز چرخ دال مثال به‌صید نسر فلک‌بال‌و پر زند چو عقاب