لغت نامه دهخدا
بلندی یافتن. [ ب ُ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) بزرگی یافتن. علو مقام بدست آوردن:
بلندی از آن یافت کاو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد.سعدی.ستاره ای که درین خاکدان بلندی یافت
که چون شرر ز جهان با صد اضطراب نرفت.صائب ( از آنندراج ).
بلندی یافتن. [ ب ُ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) بزرگی یافتن. علو مقام بدست آوردن:
بلندی از آن یافت کاو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد.سعدی.ستاره ای که درین خاکدان بلندی یافت
که چون شرر ز جهان با صد اضطراب نرفت.صائب ( از آنندراج ).
بزرگی یافتن ٠ علو مقام بدست آوردن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملک قمی و دادمادش در هند نماندند. آنها در سال ۱۰۰۳ به قصد مهاجرت مکه آنجا را ترک کرده ولی به بیجاپور مهاجرت کردند. او در دربار عادل شاه ثانی جایگاه بلندی را یافت.
💡 دود دماغ ما را برد آنسوی قیامت بیدل به این بلندی کس موی سر ندارد
💡 لکسوس آرایکس نخستین خودرو شاسی بلندی بود، که توسط لکسوس در سال ۱۹۸۹ به بازار عرضه شد. با ورود مدل آرایکس به بازار، گروه جدیدی از خودرو به نام کراس اوور معرفی شد. مدلهای لکسوس جیایکس نیز از سال ۲۰۰۲ در ایالات متحده آمریکا عرضه شد.
💡 هر بلندی پست میگردد به تدریج زمان آخر این کهسارها دامان صحرا میشود
💡 راز جهانبخش کرامت فاش میشود؟ این راز خواب چیستا، ماهرو، گودرز، بهرام، جهانگیر و سرگرد پوشیاس را آشفته خواهد کرد. جهانبخش برای اثبات بی گناهیاش و بازگشت آرامش سفر بلندی را آغاز میکند. سفری که پایانش زندگی بسیاری از آنها را تغییر میدهد.
💡 بنگر اندر جان که هست او از بلندی بیخبر گرچه اندر قالب او در خانه آلایش است