بام غلطان
لغت نامه دهخدا
بام غلطان. [ غ َ] ( اِ مرکب ) بام غلتان. بام گلان. سنگ گردی که به روی بام غلطانند. ( ناظم الاطباء ). پاره سنگی است که آنرا استوانه ای شکل تراشند و در دو سر آن فرورفتگی ایجاد کنند تا دو سر قطعه آهن منحنی در آن دو فرورفتگی قرار گیرد و باکشیدن آن قطعه آهن که متصل به سیم یا ریسمانی است، سنگ بگرد خویش در حرکت آید و گل اندود نیم خشک یا قشر گلین سقف را در هم کوبد و هموار سازد و سخت کند تا آب باران بدرون سقف نتواند شد و سوی ناودان دود و از آن فرود آید. غلطک. لوغ. ( فرهنگ نعمة اﷲ ).
- مثل بام غلطان؛ در مثل کسی را گویند که چاق و فربه و کوتاه باشد، بخصوص در زن. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با بام غلطان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گوهر غلطان نمی سازد به آغوش صدف بر دهن بارست دندانی که جنبیدن گرفت
💡 اشک را دیده من گوهر غلطان سازد آه را سینه من سنبل و ریحان سازد
💡 پی آرایش دکان خود هرگه که بنشیند چو مروارید غلطان طفل اشک من رود سویش
💡 منم «وفایی» کز یُمن همّتت امروز گذشته رشته ی نظمم ز گوهر غلطان
💡 در دل صافم غبار کینه نتوان یافتن مهره گل در محیطم گوهر غلطان شده
💡 بی کفن دور از بدن افتاده بین غلطان نگر آه آه گردش دوران نگر